دانشگاه امیرکبیر بار دیگر آماج فتنه سلطه گران شده است. هنوز چند صباحی از بازداشت بابک زمانیان نگذشته بود که با جعل نشریات وابسته به انجمن اسلامی دانشجویان و توزیع گسترده آنان در صحن دانشگاه ، دلایل بازداشت وی روشن شد. بدینترتیب سناریویی امنیتی کلید خورده است تا با متشنج کردن فضا ، امکان برگزاری انتخابات انجمن اسلامی واقعی و اصیل دانشگاه پلی تکنیک فراهم نشود و آرزوی دیرینه اصحاب استبداد و جور در خاموش کردن صدای آزادی خواهی در استالینگراد دانشگاه های ایران تحقق یابد.
از طرفی دیگر فشار تحرک نیروهای جامعه مدنی چنان عرصه را بر سر سناریو سازان امنیتی و طراحان حاکمیت پادگانی تنگ کرده است که شتابزده طرحی خام و بی اساس را سر هم کرده اند و با روش هایی که دیگر برای همگان روشن شده است آن را از زبان دانشجویی بی پناه عنوان کرده اند که می خواسته است بر اساس توطئه ساخته و پرداخته شده در یک کشور اروپایی و با مشارکت هیفوز همراه با اعضای دفتر تحکیم وحدت دست به عملیاتی انتحاری بزند!!!
شک ندارم که این بنده خدا تا پیش از بازداشت حتی نمی دانسته است که هیفوز چیست؟ عملیات انتحاری را هم که شب و روز حضرات فیگورش را می گیرند! البته فقط فیگور چون جسارت عمل به آن را ندارند .
بنابراین بابک زمانیان را طعمه قرار داده اند تا عمل زشت خود در انتشار مطالب موهن به مقدسات را با اعترافات وی پوشش دهند و بهانه لازم برای سرکوب دانشجویان مستقل و اعضای انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک را فراهم کنند.
اما این خواب آشفته باز هم تعبیر نخواهد شد حتی اگر چماق به دستان به دانشگاه هجوم بیاورند و چون دانشگاه لرستان ، حراست دانشگاه دروازه تاراج و هجوم ناجوانمردانه غوغاسالاران شود! و دانشجویان مظلومانه کتک بخورند و گرمی خون ، اندام شان را نوازش کند. مگر نه آنکه یک بار محیط دانشگاه را شخم زدند و آن را از اغیار تهی کردند ؟ پایان کار چه شد ؟ نسلی شوریده تر از خاکستر نسل های سرکوب شده قبلی برخاست و مصمم تر کاخ استبداد را به لرزش در آورد.
اینک نیز چنین خواهد شد. همانگونه که فریاد های اعدام و طناب دار گروه های فشار برای ممانعت از سخنرانی دکتر سروش در سال 1375 به جایی نرسید و فقط عزم مبارزه را تشدید کرد ،همانگونه که بازداشت جمعی از دانشجویان در سال 1375 و پلیسی کردن دانشگاه پلی تکنیک با خوش خدمتی رئیس فعلی به جایی نرسید و سرانجام دانشجویان حرفشان را به کرسی نشاندند و رئیس خائف را از مسندی که به ناحق بر آن تکیه زده بود به زیر کشیدند.
همانگونه که تهمت ها ، تزویر ها و توطئه های گوناگون مجال توفیق نیافتند و موازی سازی و ممانعت از برگزاری انتخابات انجمن اسلامی حقیقی نیز نتوانست عیار رادیکال انجمن اسلامی پلی تکنیک را مخدوش کند .
همانگونه که ده نمکی که آن روز خواهان بر چیده شدن بساط انجمن دین نما و سکولاریزم در دانشگاه بود ، سر از سینما در آورد و در تحولی جالب زبان شریف سینما را جایگزین چماق تکفیر کرد ، بازیگران کنونی یورش به دانشگاه ها و ضرب و شتم دانشجویان نیز مسیری مشابه را خواهند پیمود و یا با پایان یافتن تاریخ مصرف شان در هزار توی جامعه ناپدید خواهند شد. همانگونه که بازداشت ها ، تواب سازی ها و احکام پی در پی کمیته های انضباطی نتوانستند مسیر آزادی ، عدالت و دموکراسی را منحرف سازند ؛ این بار نیز تیر طراحان دانشگاه مطیع و منقاد به سنگ خواهد خورد.
پلی تکنیک جایی نیست که بتوان فریاد آزادی خواهی و چراغ انتقاد را در آن خاموش کرد.
زنجیره به هم پیوسته نسل های متوالی دانشجویان که در برابر پاسداشت آزادی های اکادمیک ، مطالبات ملت و شرافت انسانی به فراخور نیاز ها و شرایط زمانه متعهد شده اند ، تضمین بخش تداوم کاروان آزادی خواهی و برابری طلبی در سمبل مقاومت و مبارزه دانشگاه های کشور است .حال اگر عده ای مضروب شوند ، به زندان بروند ، در زیر بار فشار ها ناخواسته تسلیم شوند و یا از تحصیل محروم شوند ، مشعل مبارزه را به کسان دیگر می دهند.
فقط در این میان رو سیاهی به ذغال می ماند که علی رغم داشتن امکانات فراوان و حمایت همه جانبه ارکان حکومت بخصوص نهاد های امنیتی و قضایی هر بار شکستی سهمگین تر از قبل به کارنامه سیاهش افزوده می شود و بیش از قبل از انبان سرکوبش کاسته می شود.
بی تردید این بار ناکامی شان شدید تر خواهد بود و روسیاهی شان فزونتر .این بار به خوبی چهره منافقانه شان رو شد که مقدسات فقط پوششی برای منفعت طلبی آنان است . آنان حتی برای تحقق نیات پلید خود حاضرند بر سیمای نورانی پیامبر رحمت و آزادگی چنگ زنند و توهین به او و مقدسات مذهب شیعه را اسباب توطئه خود سازند.
کسانی که امنیت جامعه را با تعرض به حریم خصوصی بانوان بر هم زده اند و اعمال توهین آمیز و مخل آسایش خود را در پوشش شرع توجیه می کنند ! چطور توهین به پیامبر و روحانیت را وسیله برنامه های خود قرار داده اند؟
به نظر می رسد سیاست روحانیت ستیزی راست افراطی و بنیاد گرا وارد مرحله جدیدی شده است که با طرح پنهان آن در جامعه هم وسیله سرکوب نیروهای منتقد را فراهم کند و هم آدرس غلط به جامعه بدهد.
حال روحانیت حکومتی و در راس آن رهبری باید طعم تلخ ماری که در آستین خود پرورده اند را بچشند که حتی از کشیدن کاریکاتور تمسخر آمیز رهبری نیز برای پیشبرد اهداف شان ابایی ندارند.
ولی این موج فتنه هم در برابر سد مقاومت دانشجویان فرو خواهد خوابید. مهم ترین مسئله برگزاری انتخابات انجمن اسلامی و انتقال مرکزیت حرکت به نسل بعدی است. رهبران اصیل و منتخب دانشجویان که امین و مورد وثوق آنان هستند خاری در چشم دشمنان دموکراسی و مردم هستند. پس باید کوشید که توطئه جدید برای ممانعت از انتخابات و میدان دادن به انجمن قلابی و جعلی چون تجارب قبلی به بایگانی طرح های شکست خورده اضافه شود و جریان دانشجویی امیرکبیر بار دیگر موجودیت مستقل خود را بر حاکمیت تحمیل کند.
در این میان استقامت ، شکیبایی و هوشیاری کلید موفقیت است.

