تبليغاتX
من نوشت - حیف که از توی عکس نمی شود داخل شد
جمعه بیست و سوم تیر 1385
حیف که از توی عکس نمی شود داخل شد
از توی عکس نمی شود پیش بچه ها رفت..می نشینم و به عکس نگاه می کنم و نگاه می کنم...همه بچه ها هستند..توی همان ساختمان قدیمی اما با صفای ادوار..

حیف که از توی عکس نمی شود داخل شد..نمی شود جایی را بین آن ها خالی کرد و کنارشان نشست..نمی شود دستت را روی شانه رفیقت بیندازی از توی عکس! همه به تو نگاه می کنند ..هم آنها که دل به دلت آمده اند هم انها که گاهی از هم رنجیده ایم حتی کوتاه و بی کینه. همه رفیق هستند، همه رفیق " هستیم"!

از توی عکس نمی شود داخل شد..نمی شود دست داد ، نمی شود  بحث کرد. اما می شود دید که همه همانند که بودند..همه همان طور ساده و خاکی..همان طور بی ادعا...همان طور که  یک عمر برای همه دویدن ها ..همان طور که  سرباز اول صف بودن ها ..همان طور که تمرین وفا کردن ها .. همان طور که مثل همیشه بی امکانات ، بی پول ، بی حمایت مدعی ها دست به زانوی خود زدن ها .. 

از توی عکس نمی شود داخل شد..اما می دانم ساختمان ادوار کوچک است و محقر و سیستم تهویه اش خوب کار نمی کند توی این گرمای عشرت آباد.. بعضی احزاب می روند پیپ روشنفکری شان را توی وقت نوبت با سردمداران راست دود می کنند و "رفقای ادوار" دوست های قدیمی و همیشگی ام هنوز به امید اندکی آزادی توی اتاق کوچک ادوار اعتصاب غذا می کنند..به بی ادعایی همان وقت که اولین پوستر خاتمی را چسباندند..به بی ادعایی همان وقت که روز های اول به خون کشیدن دانشگاه ، گرسنه و تشنه ، با پیراهن های به تن چسبیده و شلوار های خاک آلود و گلوهای خشک و صداهای گرفته می دویدند و می دویدند به امیدی...به بی ادعایی همان وقت که هر آزاد اندیشی خانه اش زندان شد برایش نوشتند و عاصی بودند بی آنکه دانشجوی در بند را کسی مرهمی باشد..یاد تریبون های آزاد و منفور بودن هراس بخیر..یاد مشت های گره کرده جلوی مسجد دانشگاه..

"دوستان"! اعتصاب غذا هم اعتصاب غذای پیش شما! همان طور ساده و بی کینه....همان طور بی شک ،همان طور بی دروغ، همان طور بی تهمت ...

حیف که از توی عکس نمی شود داخل شد!

 

 

نوشته شده توسط علی افشاری در 19:23 | | لینک به این مطلب