وقتی از بین جاده های زیبا و سر سبز جنوب لبنان قدم در روستای خوش منظره قانا گذاشتم ، باور نمی کردم این منطقه دل انگیز ، زخمی عمیق در سینه خود دارد.
تصورم آنگاه به واقعیت نزدیک شد که نگاهم به موزه فاجعه انسانی قانا خیره شد.
دیوارهایی شیشه ای ، یک ساختمان تخریب شده و به جای مانده از حمله کورکوانه و بی رحمانه راکت های اسرائیلی را احاطه کرده بودند تا بدان هیئت یک موزه ببخشند و گوشه ای ولو هر چند اندک از عمق فاجعه ای باشند که قانا را عزادار کرده بود.
زمین سوخته ، خون های خشک شده و دلمه بسته بر کف زمین و رنگ سیاه محیط دلم را به درد آورد .گویی فریاد ضجه قربانیان آن حمله شوم را می شنیدم که ناباورانه شاهد سقوط آوارها و اوج گیری شعله های جنون و قلدری بودند و در واپسین لحظات زندگی این حقیقت تلخ را دریافتند که حتی پناهگاه سازمان ملل هم برای آنها خانه امن نیست چه برسد به زمین مادری !
آن روز هرگز باور نمی کردم که دوباره قانا آماج حملات کینه توزانه شود و باز شهروندان بی پناه قربانی جنگ قدرت زیاده خواهی طرفین درگیر در بحران خاور میانه شوند .
ارتش اسرائیل باز جنایت دیگری بر کارنامه سیاه خود افزود.اما رفتار غیر مسئولانه حزب الله لبنان راه را بر این جنایت باز کرد.
مردان و زنان بی گناه لبنانی که فقط طالب یک زندگی راحت و انسانی هستند ، جانشان در پای زورگویی اسرائیلی ها و دیگر قلدران جهانی تلف شد.
مردم عادی اسرائیل نیز طعمه ماجراجوئیهای حزب الله و برنامه های حامیان آن شدند .
در دو سوی این معامله فقط مردم عادی بازنده هستند .آنهایی که در فراسوی جنگ قدرت ها و برخورد ایدئولوژی ها تنها به زیست بهتر و انسانی فکر می کنند. آنان با جنگ کاری ندارند.
این قانا عجب سرنوشت غم باری پیدا کرده است.وقتی آنجا را پس از فاجعه نخست دیدم فکر می کردم ، عمق جنایت رخ داده راه را برای تعرضات احتمالی بعدی می بندد.اما اکنون ناباورانه چنین اطمینانی ندارم.
در دنیایی که کماکان زور و قلدری حرف آخر را می زند و حقیقت از زبان شلیک گلوله شنیده می شود و سازمان های حافظ صلح جهانی عقیم هستند ، تصور جهانی عاری از جنگ و خشونت ، آرزویی دور دست است.
اما یقینا سکوت جایز نیست.
راه صلح در منطقه خاور میانه رهایی از دست قلدری کشورهای صاحب قدرت جهانی بخصوص اسرائیل از یک سو و بنیاد گرایی و گروه های تروریست اسلامی از سو دیگر است .
باید مشت حکومت های خودکامه را باز کرد که ریشه تمام مفاسد هستند .وحدت نیروهای جامعه مدنی منطقه خاورمیانه و تجمیع نیرو برای مطالبه صلح و دموکراسی کلید موفقیت است.
جنایت قانا و مرگ مشکوک و دردناک اکبر محمدی از یک جنس هستند و هر دو بر بستر قدرت خودکامه و مناسبات آمرانه و تبعیض آمیز جهانی شکل گرفته اند.
به امید اینکه دیگر روستای زیبا و سر سبز قانا و عروس خاورمیانه رنگ خشونت ، انفجار و کشتار نبیند و مردم منطقه تاریخی خاورمیانه همسان با کشور های برخوردار جهان در صلح و آسایش به سر برند و یهودی ، مسیحی و مسلمان و دیگر ادیان آسمانی و غیر آسمانی در کنار هم به نحوی مسالمت آمیز زندگی کنند همانگونه که لبنان در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود مبلغ آن بوده است .


