تبليغاتX
من نوشت - ذکر روایتی از زنده یاد تختی
دوشنبه بیستم آذر 1385
ذکر روایتی از زنده یاد تختی
دوستان بسیاری به طرق مختلف تماس گرفتند که جواب هرزه گویی های محمد جواد روح را بدهم .

اما من به یاد داستانی از مرحوم تختی افتادم.

روزی شادروان تختی در جنوب تهران از خیابانی می گذشت ،جوجه لاتی  برای آنکه خودی نشان دهد  ، فحشی به مرحوم تختی داد . مرحوم تختی نگاهی به او کرد و در میان تعجب همگان محل رو ترک کرد . وقتی به او گفتند که چرا واکنشی نشان ندادی .گفت من  می تونستم به راحتی با ضربه ای او را نقش بر زمین کنم اما بعدا همه جا می گفت که من با تختی دعوا کرده ام و بدینترتیب برای خود اسم  و رسمی دست و پا می کرد .

حال داستان این قلم به مزدی که  حقیرانه ، روزی اش را در آستانه بوسی اصلاح طلبان حکومتی دنبال می کند ، متفاوت با این  ماجرا نیست .

بهترین جواب او و بزرگانش سکوت است و تداوم تلاش برای آزادی و دموکراسی واقعی بدور از فریب و نیرنگ و انحراف اصلاحات به وادی منفعت طلبی های فردی و گروهی و برنامه های سترون و عقیم.

بگذارید آنها و رقبایشان در بلوک قدرت عصبانی باشند و از این عصبانیت هر چه می خواهند فحاشی کنند ، جامعه ایران مسیر خود را یافته است و  بی اعتنا به سرکوب دولت مهرورزی و عقب نشینی های اصلاح طلبان حکومتی و نرد عشق بازی آنها با اصحاب قدرت و تلاش محکوم به شکست کسانی که هنوز می خواهند  جامه های ناساز ایدئولوژی هایشان را به اندام جنبش دموکراسی خواهی بپوشانند ، حرکتش را ادامه خواهد داد.

 

نوشته شده توسط علی افشاری در 17:20 | | لینک به این مطلب