او از معدود کسانی است که مفتون اکسیر قدرت نشد.خود را بر مردم تحمیل نکرد.هر آنچه برای خود خواست ،پیشتر ارزانی محرومان جامعه کرده بود.
برای او زمامداری از آب بینی بز هم پست تر بود و فقط زمانی افسار شتر خلافت را به دست گرفت تا داد مظلومان را از ظالمان بستاند.
او زندگی خود ر ادر سطح ضعیف ترین اقشار جامعه پایین آورد تا رنج نا ملایمات زندگی بر آنان هموار شود.
او به سوء استفاده از بیت المال مسلمین برای گردآوری ثروت های افسانه ای پایان داد. برای او هیچ فرقی بین بزرگان انصار و مهاجرین با اعراب بادیه نشین در برخورداری از اموال عمومی نبود.فضیلت همراهی با پیامبر و نقش آفرینی در صدر اسلام و امتیازات قومی و قبیله ای برای او در توزیع ثروت عمومی نقشی نداشت.
او تجسم عینیت بخشیدن به آزادی و عدالت در شکل راستینش بود. حتی دشمنانش آزاد بودند تا به صراحت به انتقاد و حتی بدگویی از او در انظار عمومی بپردازند و تا زمانی که دست به اسلحه نبرده بودند و امنیت جامعه را به خطر نینداخته بودند با آنان مدارا می کرد.
سیمای راستین او بیش از هر چیز در آثار به جای مانده از او در نهج البلاغه نمایان می شود.
او همواره در برابر نظرات مردم تمکین کرده است و حتی در مواردی که نظر شخصی او صائب بوده است باز بر مبنای اراده مردم تصمیم گرفته است.
همواره با استدلال و عقل و منطق با مردم و مخالفانش حرف زده و از حقانیت خود دفاع کرده است. در تمامی متون نهج البلاغه موردی یافت نمی شود که مدعی ارتباط خاصی با خداوند چون پیامبر شود.
او حقی ویژه را نیز برای خود و خویشاوندانش طلب نکرد.
در قاموس او امنیت حکومت ، امنیت مردم بود و از پای در آمدن خلخالی از پای زن یهودی را در حکم فاجعه ای برای حاکم مسلمین می دانست.
او د راداره جامعه خودی و غیر خودی نمی کرد .آدمیان از دید او دو دسته بودند یا در آفرینش برابر بودند و یا در دین برادر و در هر صورت رعایت حقوق آنها بر حکومت واجب بود.
افسوس که به نام او چه ظلم ها و چه خرافاتی در طول سالیان گذشته صورت گرفت و کاربه جایی رسیده که واژه ولایت که بزرگی و جایگاه برجسته او را تداعی می کرد اینک تبدیل به ابزاری برای تضییع حقوق مردم و گسترش نهادی بی عدالتی و خودکامگی شده است.
وه چه قدر دورند این مدعیان گزافه گو از راه و مشی مولا که ترجمان عملی دادگری ،دانایی و آزاد اندیشی بود و این مظلوم بزرگ تاریخ اینک نیز از ظلمی مضاعف رنج می برد که به نام شیعه علوی ، رفتار اموی را بسط و گسترش می دهند.
اینک جریان هایی انحرافی ،آئین محبان او در قامت مذهب شیعه را وسیله ای برای قدرت طلبی و ماجراجویی ها کرده اند.
متاسفانه امروز انسان های زیادی در پای کشمکش های فرقه ای بین شیعیان و سنی ها قربانی می شوند .
در حالی که اگر به سیره علی (ع) مراجعه کنیم می بینیم او علی رغم اینکه خلافت را حق خود می دانست منتها همواره با خلفای راشدین رفتاری مسالمت جویانه داشت .درخواست مشاوره آنها را اجابت می کرد و حتی تا جایی که ممکن بود سعی کرد مانع قتل عثمان شود .
حفظ وحدت مسلمانان مهمترین عاملی بود که باعث شد تا به غصب جایگاه خلافت و تضییع حقش رضایت دهد که او مصالح جامعه اسلامی را بر خواست فردی خود ترجیح می داد.
اینک نیز جمعیت سنی ها و شیعه ها همین رویه را باید در پیش بگیرند.مشترکات بین این دو فرقه مسلما از اختلافاتشان بیشتر است .
آنها نباید اجازه دهند تا جهل ، خودکامگی، تعصبات عقیدتی و قومیتی ، زیاده خواهی ها و قدرت طلبی ،شبح شوم جنگ فرقه ای ر ابر جوامع اسلامی حاکم گرداند و کسانی منفعت طلبی و اهداف نا مشروع خود را در پوشش جنگ بین شیعه و سنی دنبال کنند.کسانی که خواسته و یا نا خواسته آب به آسیاب دشمنان عزت و اقتدار مسلمانان می ریزند.
امیدوارم که ارادت اگاهانه و شناخت متناسب با فهم زمانه بر محبت کوروکورانه و عاری از شناخت و تفسیر های واپس گرایانه از سیره آن بزرگوار غلبه پیدا کند و کماکان انوار درخشان فضائل وی گرمی بخش پویش های آزادی خواهانه و عدالت طلبانه باشد.


