عاشورا تجلی گاه مبارزه خیر و شر است .آنگاه که پاکی و حقیقت در پای تباهی ،نیرنگ و نفاق تسلیم نمی شود و با همه نابرابری ها میدان مبارزه برای حق طلبی و انسانیت را ترک نمی کند. شرافت و پایبندی به آرمان رهایی و جاودانگی حکم می دهد که اگر لازم شد دست رد بر همه لذت های دنیوی با همه فریبندگی های شان زده شود که حق طلبان و پیروان راه فضیلت و پاکدامنی ، نقش خود را بر زمانه می زنند و خود را به رود جاودان پارسایی ، دانایی و نیک خواهی ملحق می کنند که نهایتا فرجامی نیک را بر پایان تاریخ رقم خواهد زد.
عاشقان شوریده سر راه رستگاری خود را در امکانات محدود زمان حال مقید نمی کنند .آنان افقی بلند مدت را می بینند که سرانجام آگاهی بر جهل ، عدالت بر ستم ، آزادی بر زور و اجبار و انسانیت بر اهریمن خویی غلبه خواهد کرد.
در قاموس حسین (ع) قدرت پشیزی ارزش نداشت. او وقتی مردمان از او دعوت کردند، بسوی آنان شتافت و وقتی فهمید که آنان بر عهد خود باقی نماندند ، قصد برگشت کرد که با سپاهیان یزید مواجه شد و سرانجام بین دو راهی مرگ عزت مندانه و زندگی ذلت مندانه و اسارت در پای تباهی راه زندگی جاوید را برگزید.
برای او قدرت و فرمانروایی اصالت نداشت بلکه مهم اصلاح امور و سعادت آدمیان بود.
ایستادگی در پای اصول ، تسلیم نشدن در پای تنگناهای موجود و انجام وظیفه تحت هر شرایطی پیام عاشورا است.
افسوس امروز بیش از آنکه پاسداشت عاشورا ، فرصت باز خوانی درس های این واقعه شکوهمند و شناخت فضائل امام حسین و بازتعریف رسالت حسینی در زمانه حاضر باشد ، عمدتا در نمایش های آئینی خلاصه می شود. شعائری که ارتباطی با عاشورا ندارد و ترکیبی از آئین های سوگواری سیاوش در فرهنگ ایران باستان ، تقلید از اشکال عزاداری های مسیحیان در سده های میانه و پاره ای از مقاصد سیاسی حاکمیت های وقت بوده است و بعضا ادعیه هایی که استفاده می شود بنا به تحقیقات معتبر فقهی و دین شناختی سندیت ندارند و منتسب به ائمه اطهار نیستند.
من نمی خواهم ارزش مناسک آئینی را کم کنم.اما این ها قالب کار هستند ونباید آنها اصل شوند .در این شرایط است که راه برای سودجویان باز می شود تا به تحریف حقایق و اشاعه خرافات بپردازند و حسین را هر ساله در پای سوء استفاده های منفعت طلبانه خود قربانی کنند.
انگار هر ساله عاشورا تکرار می شود و امویان دیروز این بار در لباس هواخواهی حسین او را باز شهید می کنند و عاشورا و حماسه حسینی ر اتبدیل به ابزاری برای تداوم سلطه حاکمان و تثبیت منافع کسانی می کنند که بی تردید اگر حماسه عاشورا تکرار شود ، در صف سپاه یزید خواهند ایستاد .
مگر نه آنکه آنانی که آن فاجعه شوم را رقم زدند به بهانه حفظ اسلام و مقابله با خارج شدگان از دین یاران وخانواده حسین را به خاک و خون کشیدند. مگر یزید خلیفه مسلمین نبود و هر مخالفتی با او به معنای مخالفت با دین حنیف اسلام و سنت پیامبر تلقی نمی شد؟
مگر فرزند رسول الله و خاندان او را به بهانه خروج از دین محمد روانه قتلگاه نکردند.
د رطول دهه گذشته روال جدیدی در برخی هیئت های مذهبی پدید آمده است که عاشورا را وسیله ای برای تخلیه هیجان های جوانان کرده اند و بویی از معنویت و لطافت رحمانی باور های قدسی در این مجالس وجود ندارد .فقط شوریدگی جنون آمیز و طرح خرافات و مسائل اغراق آمیز است که الفاظ را بدون هیچ گونه تعمقی شلاق وار بر زبان جاری می کند و حکم می راند تا دیوانه وار بر سینه ها بکوبند و چراغ عقل را در پای تندباد شوری کور و محبتی بدون شعور خاموش کنند.
این جریان که ریشه سیاسی دارد در صدد است تا سوخت گرایش های فاشیستی از مذهب شیعه را از هیئت های مذهبی و عزاداری های حسینی تامین کند.
آری امروز نیز صحنه رویارویی عاشورا زنده است ولی با این تفاوت که بخشی از یزیدیان منافقانه خود را در هیئت یاران حسینی درآورده اند و با رواج خرافات درصدد اغفال و انحراف اذهان ساده دل هستند.
تجلیل عاشورا در گریستن وسینه زدن خلاصه نمی شود بلکه در حسینی زندگی کردن معنای راستین خود را می یابد .یعنی در حد بضاعت خود کوشیدن برای بیشتر کردن خوبی ها و کاستن از بدی ها، مبارزه با ظلم در همه اشکالش و خدمت به مردم و شاد کردن دل ها.
کسانی که به شیو ه های نامشروع کسب درآمد می کنند و به بهای ویران شدن زندگی بسیاری از آدمیان بر ثروت خود می افزایند و یا کسانی که با زور و نیرنگ بر مردم حکم می رانند ، نمی توانند حسینی باشند حتی اگر صد ها مراسم بزرگ و کوچک در رثای او برگزار کنند و خرج دهند و بانی مراسم عزا و روضه حسینی شوند.
حسین (ع) را باید شناخت و کوشید چون او اسیر محدودیت ها و پلشتی های زمانه نشد و تحت هیچ شرایطی خود را فارغ از انجام وظیفه و تکلیف احساس نکرد و شخصیت و مناعت طبع خود را حفظ کرد .


